صالح عضيمة (مترجم: سيد حسين سيدى)

146

معنا شناسى واژگان قرآن (فرهنگ اصطلاحات قرآنى) (فارسى)

زدن به اين صورت بود كه از اسم آن شىء كه مىديدند يا مىشنيدند ، چيزى مشتق مىكردند كه معتقد بودند واقع خواهد شد و يا سرنوشت محتومى است و گريزى از آن نيست ؛ مانند كلاغ كه بر دورى و فراق دلالت دارد . اين چنين است بقيّهء اسمهاى پرندگان يا اشياى ديگر . پس هر اسمى با اشتقاق الهامى دارد كه اعتقاد به خوبى يا بدى چيزى را در آن قرار مىدادند . داستان فال بد زدن آنها به كلاغ از دلچسب‌ترين داستانهاست ؛ به نظر آنها كلاغ پير نمىشود و آن را نمونهء كار و خستگىناپذيرى مىدانند و مىگويند : زاغ خواست راه رفتن گنجشك يا مرغ سنگخوار را بياموزد ، ولى ياد نگرفت و راه رفتن خود را فراموش كرد ، مىگويند : خروس همدم كلاغ بود و با هم نزد شراب‌فروشى باده مىنوشيدند ، ولى چيزى به او نمىدادند . كلاغ رفت تا بهاى باده را بپردازد و خروس را در گرو او گذاشت ، ولى پيمان‌شكنى كرد و خروس زندانى او شد . نوح ( ع ) وقتى چند روزى در گرداب دريا ماند كلاغ را براى تجسّس فرستاد و به مردارى فروافتاد و ديگر بازنگشت . آن‌گاه كبوتر را فرستاد تا ببيند آيا روى زمين جايى براى لنگرگاه كشتى هست ؛ و طوقى كه در گردن داشت ، نزد نوح گذاشت و آن را رشوه داد . جاحظ در نوشته‌اى نام جهت‌هايى كه كلاغ آن جا مىايستد و قارقار مىكند و آنچه كه از ايستادن او و قارقار او در آن جا رخ خواهد داد ، آورده است ؛ همچنين نوشته است كه چه كارهايى را بايد انسان در چنين حالتهايى انجام دهد . و يا امورى ديگر كه ويژهء فال زدن به واسطهء صدا يا ديدن جانوران است . جغد از پرندگانى است كه برخى مردم به آن فال بد مىزنند كه احتمالا به خاطر چهرهء غم‌آلود و صداى غمگين و ظاهر شدنش در شب است . و شب نيز رمز ( سمبل ) شرّ و بدى است و مادر ويرانگرى يا مادر كودكان - با نگاه بدبينانهء عرب نسبت به آن - توصيف مىشود . گفته مىشود : از انواع آن صدى و هامه است و شايد اعتقاد آنها كه صدى و جغد نر از آن گونه باشد ، روح مرده‌اى است كه بر سر قبر در گردش است و او باعث فال بد زدن آنها گشته است . برخى از راويان آورده‌اند كه عرب به زن ، خانه و اسب هم فال بد مىزند . در حديث آمده است : « فال بد در سه چيز است : اسب ، زن و خانه . » پديدهء فال زدن كه نزد عرب جاهلى و غير عرب مشهور است ، انگيزه‌هاى روانى و اجتماعى آن را شكل بخشيده است . منظور از انگيزه‌هاى روانى همان انگيزهء سركشى است